اردیبهشت
ای دختر اردیبهشت /جهان/هم چون تویی دوباره نخواهد زاد
ببخشید که یه مدتی نیستم و خیلی دیر بهتون سر میزنم شرمنده ولی این نشونه ی بی معرفتی نیست آخه میدونین چیه؟ من نباید زیاد بشینم واسه نی نی کوچولو ضرر داره.... با اجازتون البته بعدا اینقدر بهتون سر میزنم تا جبران شه
نبودن هایت را زیر بالشم می گذارم و شجاعت خود را زیر سوال می برم
... دوام می آورم تا فردا ؟؟؟ يه روز دو تا عاشق بودند. داشتند مي رفتن يه دفعه يکيشون افتاد تو چاله..... اون هر کاري کرد نتونست بيارش بيرون.... هر چي دستاشونو کشيدن ... هر چي زور زدند..... عاشق بالايي گفت. : من ميرم کمک بيارم... کمک.... کمک... کمک... کمک... اون همه جا سر زد. هيچ کس نبود خسته شد و گريه کرد ... دست آخر پيش عاشق ديگه برگشت ... اونا هر دو خسته بودند... هر دو غصه مي خوردند... هر دو اشک پاک مي ريختند... دل اونا نتونست بي هم طاقت بياره ... پس اونم پريد تو چاله ... اونا رفتند که با هم باشند ... اونا با هم بودند تا تموم شدند... مي بيني
عزيز ؟ باران مي آيد ... باز هم باران آمد و تو نيستي باران مي بارد ... از همان بارانهاي پاييزي که فقط گونه ي آدم را خيس مي کنند
و خاطره ها را تازه ... خاطره تو را ..
خاطره ي نمناک ِيک قدم زدن با تو در باران را ... قدم زدن در راهي مه آلود که
ناتمام ماند ... راستي ؛ قرارمان نبود که باران ببارد و تو نباشي ... قرارمان نبود که اينگونه بي قرارمان کني... باران مي آيد ... شيشه ي پنجره را باران شست .از دل من اما چه کسي نقش تو
را خواهد شست و از همه جا ناامید میشی به کوهستان برو و با صدای بلند فریاد بزن آیا هنوز امیدی هست؟؟؟ پاسخ میشنوی هست هست هست... چیزی که میتونی باهاش شاد باشی وقتی احساس میکنی همه چی همون جوریه که تو میخوای میفهمی زندگی قشنگه وقتی متوجه میشی خدا یه جور دیگه بهت نگاه کرده لذت میبری وقتی میفهمی پایه های عشق و زندگیت داره محکم میشه آروم میشی و وقتی حس میکنی تو وجودت یکی دیگه داره نفس میکشه یکی از جنس خودت دیگه تمومه تو خوشبختی... اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم. فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو.. دکتر علی شریعتی تا چشمانت را دیدم دلم لرزید این عکس منو دختر عمومه از من خواسته که آدرس وبلاگشو اینجا بنویسم تا شماها یه سری بهش بزنین اسمش نغمه آدرس وبلاگش www.naghme73.blogfa.com گاهی نمیشود که نمیشود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست گاهی تمام شهر گدای تو میشود.... بچه ها میدونید که امشب لیلةالرغایب شب آرزوهاست امشب خدا منتظره تا شما دعا کنید و اون اجابت کنه. هرچی از خدا میخوای آروم بهش بگو. یادت باشه اطرافیاتو فراموش نکنی واسه ظهور آقا هم دعا کنید دوستای گلم منو فراموش نکنید نیاز به دعای شما دارم دوستتون دارم مرسی به دلیل اصرار زیاد شما دوستان گل من یک عکس منتشر نشده از خودم وشوهر نازم گذاشتم تا بلکه دست از سر کچل من بردارین و هی نگین عکستونو بذار عکستونو بذار و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب الود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک وتو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم ومن اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت؟ "حمید مصدق" ما که میترسیم از هجرت دوست کاش میدانستیم روزگاری که بهم نزدیکیم چه بهایی دارد کاش میدانستیم که سفر یعنی چه وچرا مرغ مهاجر وقت پرواز به خود میلرزد..... بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند و گنجشکها جدی جدی می میرند ......................... آدمها شوخی شوخی زخم می زنند و قلبها جدی جدی می شکنند ........................ و تو شوخی شوخی لبخند می زنی و من جدی جدی عاشق می شم....... پنج وارونه چه معنا دارد؟ خواهر کوچکم از من پرسید من به او خندیدم گفت روی دیوار و درختان دیدم بازهم خندیدم گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینا میداد آنقدر خنده ورم داشت که طفلک ترسید بغلش کردم و بوسیدم و گفتم بعدها وقتی بارش بی وقفه ی درد سقف کوتاه دلت را خم کرد بیگمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد به چه میخندی تو ؟ به مفهوم غم انگیز جدایی ؟ به چه چیز ؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش ؟ به چه میخندی تو ؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد ؟ یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد ؟ به چه میخندی تو ؟ به دل ساده من میخندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست ؟ خنده دار است.........بخند از دل هر کوه کوره راهی میگذرد تو هر جایی که باشی خونه اونجاست تو هر جایی که باشی خونه اونجاست
شب که می شود
دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم...
تا تو را دیدم دیگر چشمهای من جز تو کسی را ندید
پرنده ی تنها از قفس دلم پرید
قلبم صدای تپشهای قلبت را شنید ، سرنوشت لبخندی زد و گفت شما عاشقید
![]()
![]()


و هر اقیانوس به ساحلی می رسد
و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد
از چهار فصل دست کم یکی که بهار است
من هنوز تو را دارم............
بذار یک لحظه این رویای من شه
برای دیدنت سقفی ندارم
بذار این چند تا دیوارم نباشه
تو این خونه یک آرامشی هست
که من حس میکنم با هردومونه
همونی که شب از هر جای دنیا
منو میتونه برگردونه خونه
من از این خونه هر جایی که میرم
نمیتونم تو رو یادم نیارم
چقد خوبه دلت آشوبه بی من
من این دلشوره ها رو دوست دارم
بذار یک لحظه این رویای من شه
برای دیدنت سقفی ندارم
بذار این چند تا دیوارم نباشه
تو این خونه یک آرامشی هست
که من حس میکنم با هردومونه
همونی که شب از هر جای دنیا
منو میتونه برگردونه خونه
| Design By : Night Melody |















